
جهانیها -> داستان دهقانی یک غاز پیدا میکند و به خانه میبرد. دهقان به غاز غذا میدهد و او را مداوا میکند. ابتدا حیوان ترسو مردد است و به این فکر می کند که: «چه اتفاقی افتاده است؟ چرا او به من غذا میدهد؟» موضوع هفتهها ادامه پیدا میکند تا اینکه بالاخره تردیدهای غاز از بین میرود. بعد از چند ماه غاز مطمئن میشود که: «من در قلب دهقان جا دارم.» و هرچه این غذا دادن ادامه مییابد تأییدی بر این باور او است. در حالی که غاز کاملاً از خیرخواهی دهقان مطمئن شده است، یک روز در کمال ناباوری از قفسش بیرون کشیده میشود و کشاورز سرش را میبرد. این غاز قربانی...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان یک داستان عاشقانه و پند آموز واقعی امیدوارم از خوندنش استفاده ببرید … امان از دست نگاه هوس آلود که مرا شرمنده و بدبخت کرد و کاش با همسر قبلی برادرم ازدواج نمی کردم تا …. . ۶ سال قبل روزی که برای اولین بار خواهرزن برادرم را دیدم با یک نگاه عاشقانه شیفته اش شدم و مثل دیوانه ها ، بی طاقت و عجول به برادرم گفتم: هر طور شده ما باید با هم باجناق بشویم و … ! علیرضا با شنیدن این حرف ،لبخندی زد و گفت: پسر، تو هنوز دهانت بوی شیر می دهد. چرا این قدر عجله داری ؟ صبر کن برایت کار و باری دست و پا کنم بعد هم خودم زیر پر و بالت را می گیرم تا بتوانی روی پا...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها افراد زیادی اونجا نبودن، 3 نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا 60-70 سالشون بود. ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد، البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم، بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و … بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از 8 سال یه بچه بهش...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان بعد از فوت پدرم زندگی روی خوش به ما نشون نداد و هر روز وضع ما بد ترمی شد. تا جایی که خونه و مغازه رو هم مجبور شدیم بفروشیم تا جواب طلب کارها رو بدیم و از روی اجبار در یک خانه کوچک مستاجر شدیم. برای من که تازه از خدمت سربازی اومده بودم رویا رویی با این وضعیت بسیار مشکل بود ولی چاره ای نبود باید با شرایط کنار میومدم بهمین خاطر در یک مکانیکی مشغول به کار شدم تا بتونم اجاره خونه و سایر هزینه ها رو با حقوقی که میگرفتم پرداخت کنم. در اون روزهای تلخ نه از دوست خبری بود نه از فامیل انگار نه انگار ما در این کره خاکی زندگی میکنیم تمام کسانی که خودشون رو روزی دوست میدونستن حتی زحمت یک احوال پرسی خشک و خالی رو به خودشون نمیدادن چه برسه به کمک مالی. فامیلهای که اکثر روزهای هفته به ع...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان گاهی مشکلاتی برای ما پیش می آید و به دنبال راه حل های پیچیده می گردیم تا مشکل را حل کنیم اما کافیست کمی ساده تر فکر کنیم, شاید راه حل خیلی ساده باشد. در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یک مورد تحقیقاتی به یاد ماندنی اتفاق افتاد : شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید. او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است. بلافاصله با تاکید و پیگیری های مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند : ‘ پایش ( مونیتورینگ ) خط بسته ...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان مردی یک طوطی را که حرف میزد در قفس کرده بود و سر گذری مینشست. اسم رهگذران را میپرسید و به ازای پولی که به او میدادند طوطی را وادار میکرد اسم آنان را تکرار کند. روزی حضرت سلیمان از آنجا میگذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را میدانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.» حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند. مرد که از زبان طوطی پول درمیآورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد. حضرت سلیمان به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.» طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چه تلاش کرد فایدهای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد. بسیار پیش میآید که ما انسانها اسیر داشتههای خود هستیم. همچنین ب...
ادامه مطلب
جهانیها -> اس ام اس گزیده ای از اس ام اس های تیکه دار و سنگین در رابطه با واقعیت تلخ خیانت را در این بخش از سایت نمناک در اختیارتان قرار داده ایم. اس ام اس خیانت و نامردی این روزها روابط جنس مونث و مذکر بخاطر وجود شبکه های مجازی تبدیل به امری عادی شده است که این عادی بودی می تواند بسیار مخرب و تاثیر گذار باشد و در نهایت خیانتی تلخ ببار آورد چنانچه خیانت در زندگی زناشویی مسئله مهمی است که در جوامع امروزی زیاد شده است و بنیان خانواده ها را متزلزل ساخته است از این رو چند پیامک در رابطه با واقعیت تلخ خیانت در اختیارتان قرار داده ایم. هر دومون خیانت کردیم من شب ها با گریه می خوابیدم و تو با غریبه! ********************* پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد بازیچــه ام یا باز بچــه...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی استخدام کرد. کارگر ها موقع اذان نمازشونو می خوندند. یه روز مهندس روسی بهشون اخطار داد که اگه موقع کار نماز بخونید آخر ماه از حقوقتون کم می کنم! بعضیا از ترس این که حقوقشون کم نشه نماز رو بعد از کار میخوندن و بعضی هم همچنان اول وقت… آخر ماه شد. مهندس به اونایی که نماز اول وقت رو ترک نکردن بیشتر از حقوق عادی(ماهیانه)داد! بقیه بهش اعتراض کردند که چرا به اینا حقوق بیشتری دادی؟! گفت:اهمیت دادن این افراد به نماز و چشم پوشی از کسر حقوق نشون میده ایمانشون بیشتر از شماست. این تیپ آدما هیچوقت در کار خیانت نمی کنند همون طور که به نمازشون خیانت نکردند.پ همچنین ببینید منبع : بیتوته / پ Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
داستان بسیار جالب و غم انگیز عشق چیست؟ معلم از دانش آموزان سوال کرد: عشق چیست؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟ لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟ دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق… ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟ معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم. لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهی ش...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان روزی روزگاری در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می کرد که همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میکرد “بخت با من یار نیست” و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد. پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار کردن بخت خود به فلان کشور نزد جادوگری توانا برود. او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: “ای مرد کجا می روی؟” مرد جواب داد: “می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار کند، زیرا او جادوگری بس تواناست!” گرگ گفت : “میشود از او بپرسی که چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناک می شوم؟” مرد قبول کرد و به راه خود ادامه داد. او رفت و رفت تا به مزرعه ای وسیع رسید که دهقانانی بسیار در آن سخت کار می کردند. یکی از کشاورزها جلو آمد و گفت : “ای ...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان روزی روزگاری در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می کرد که همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میکرد “بخت با من یار نیست” و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد. پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار کردن بخت خود به فلان کشور نزد جادوگری توانا برود. او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: “ای مرد کجا می روی؟” مرد جواب داد: “می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار کند، زیرا او جادوگری بس تواناست!” گرگ گفت : “میشود از او بپرسی که چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناک می شوم؟” مرد قبول کرد و به راه خود ادامه داد. او رفت و رفت تا به مزرعه ای وسیع رسید که دهقانانی بسیار در آن سخت کار می کردند. یکی از کشاورزها جلو آمد و گفت : “ای ...
ادامه مطلب
کانل تلگرام مطالب داغ تبلیغات تماس با ما نقشه سایت سئو و بهینه سازی منوی سایت صفحـه نخسـت آنونس اخبار اقتصادی اخبار حوادث اخبار یارانه ارز وطلا تجاوز خبر داغ روز خبر ورزشی معرفی فیلم ایرانی اخبار خودرو آموزش آشپزی سوپ و سالاد غذا هایی دریایی خورش ها غذاهایی گوشتی ساندويچ و پيتزا خوراک ساده دسر و مربا نوشيدنی ها آشپزی اس ام اس خنده دار اس ام اس عاشقانه اس ام اس فلسفی This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and you're reading it on someone else's site, please read the FAQ at fivefilters.org/content-only/faq.php#publishers.Recommended article from FiveFilters.org: Most Labour MPs in the UK Are Revolting....
ادامه مطلب
جهانیها -> سریال سریال پریا با بازی افسانه بایگان و لادن مستوفی از سه ماه گذشته جلوی دوربین رفته و اولین تصاویر این سریال به تازگی منتشر شده است. عکسهای سریال پریا تازه ترین سریال سهیلی زاده با عنوان پریا این روزها در موزه قصر تهران در حالی فیلمبرداری است. بیش از سه ماه از آغاز تصویربرداری جدیدترین سریال حسین سهیلی زاده می گذرد و تاکنون گروه در لوکیشن هایی چون:شهرک چشمه، باغ موزه «قصر»، خیابان های تهران و … تصویربرداری کرده اند. سریال پریا از امروز در لوکیشن باغ موزه قصر به مدت تقریبی یک هفته مقابل دوربین می رود و عمار تفتی و هادی قمیشی بازیگرانی هستند که در این لوکیشن به ایفای نقش می پردازند. بازیگران سریال پریا در خلاصه داستان این سریال آمده است:«پریا» پس از چند سال دوری از ایران به ...
ادامه مطلب
جهانیها -> سریال سریال پریا با بازی افسانه بایگان و لادن مستوفی از سه ماه گذشته جلوی دوربین رفته و اولین تصاویر این سریال به تازگی منتشر شده است. عکسهای سریال پریا تازه ترین سریال سهیلی زاده با عنوان پریا این روزها در موزه قصر تهران در حالی فیلمبرداری است. بیش از سه ماه از آغاز تصویربرداری جدیدترین سریال حسین سهیلی زاده می گذرد و تاکنون گروه در لوکیشن هایی چون:شهرک چشمه، باغ موزه «قصر»، خیابان های تهران و … تصویربرداری کرده اند. سریال پریا از امروز در لوکیشن باغ موزه قصر به مدت تقریبی یک هفته مقابل دوربین می رود و عمار تفتی و هادی قمیشی بازیگرانی هستند که در این لوکیشن به ایفای نقش می پردازند. بازیگران سریال پریا در خلاصه داستان این سریال آمده است:«پریا» پس از چند سال دوری از ایران به ...
ادامه مطلب
جهانیها -> سریال سریال پریا با بازی افسانه بایگان و لادن مستوفی از سه ماه گذشته جلوی دوربین رفته و اولین تصاویر این سریال به تازگی منتشر شده است. عکسهای سریال پریا تازه ترین سریال سهیلی زاده با عنوان پریا این روزها در موزه قصر تهران در حالی فیلمبرداری است. بیش از سه ماه از آغاز تصویربرداری جدیدترین سریال حسین سهیلی زاده می گذرد و تاکنون گروه در لوکیشن هایی چون:شهرک چشمه، باغ موزه «قصر»، خیابان های تهران و … تصویربرداری کرده اند. سریال پریا از امروز در لوکیشن باغ موزه قصر به مدت تقریبی یک هفته مقابل دوربین می رود و عمار تفتی و هادی قمیشی بازیگرانی هستند که در این لوکیشن به ایفای نقش می پردازند. بازیگران سریال پریا در خلاصه داستان این سریال آمده است:«پریا» پس از چند سال دوری از ایران به ...
ادامه مطلب
جهانیها -> سریال سریال پریا با بازی افسانه بایگان و لادن مستوفی از سه ماه گذشته جلوی دوربین رفته و اولین تصاویر این سریال به تازگی منتشر شده است. عکسهای سریال پریا تازه ترین سریال سهیلی زاده با عنوان پریا این روزها در موزه قصر تهران در حالی فیلمبرداری است. بیش از سه ماه از آغاز تصویربرداری جدیدترین سریال حسین سهیلی زاده می گذرد و تاکنون گروه در لوکیشن هایی چون:شهرک چشمه، باغ موزه «قصر»، خیابان های تهران و … تصویربرداری کرده اند. سریال پریا از امروز در لوکیشن باغ موزه قصر به مدت تقریبی یک هفته مقابل دوربین می رود و عمار تفتی و هادی قمیشی بازیگرانی هستند که در این لوکیشن به ایفای نقش می پردازند. بازیگران سریال پریا در خلاصه داستان این سریال آمده است:«پریا» پس از چند سال دوری از ایران به ...
ادامه مطلب
جهانیها -> سریال سریال جدید صده ی باشکوه “کوسم سلطان” با عنوان “ماه پیکر” از شبکه ی جم پخش خواهد شد. سریال تاریخی ماه پیکر ( کوسم سلطان ) بر گرفته از داستان زندگی ماه پیکر یا همان کوسم سلطان همسر سلطان احمد است و دوران زندگی او را به تصویر می کشد. حکایت زندگی ماه پیکر که یکی از قدرتمندترین زنان در طول تاریخ عثمانی به شمار می رود، می تواند مضمون رمان ها، تئاترها و اثرهای اپرا باشد. ماه پیکر همسر سلطان احمد و مادر مراد چهارم و ابراهیم یکم بود. او در طول دوران سلطنت دو تن از پسران و یکی از نوادگان خود تاثیر بسیاری در اداره ی دولت داشته است. نام اصلی او آناستازیا بوده و در پانزده سالگی وارد قصر عثمانی شده است. در آن زمان سلطان احمد به او علاقه مند شده و با او ازدواج می کند. ماه پیکر یکی از ...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت. یک روز وارد رستورانی شد و سفارش غذا داد در آنجا رسم بود که افراد متشخص پس از صرف غذا پول غذا را روی میز می گذاشتند و می رفتند، معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که این مبلغ اضافی بعنوان انعام به گارسون می رسید. اما کمال الملک پولی در بساط نداشت بنابراین پس از صرف غذا از فرصت استفاده کرد از داخل خورجینی که وسایل نقاشی اش در آن بود مدادی برداشت و پس از تمیز کردن کف بشقاب عکس یک اسکناس را روی آن کشید، بشقاب را روی میز گذاشت و از رستوران بیرون آمد. گارسون که اسکناس را داخل بشقاب دید دست برد که...
ادامه مطلب
جهانیها -> داستان کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت. یک روز وارد رستورانی شد و سفارش غذا داد در آنجا رسم بود که افراد متشخص پس از صرف غذا پول غذا را روی میز می گذاشتند و می رفتند، معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که این مبلغ اضافی بعنوان انعام به گارسون می رسید. اما کمال الملک پولی در بساط نداشت بنابراین پس از صرف غذا از فرصت استفاده کرد از داخل خورجینی که وسایل نقاشی اش در آن بود مدادی برداشت و پس از تمیز کردن کف بشقاب عکس یک اسکناس را روی آن کشید، بشقاب را روی میز گذاشت و از رستوران بیرون آمد. گارسون که اسکناس را داخل بشقاب دید دست برد که...
ادامه مطلب
از دو مرد دو خاطره متفاوت از گم شدن مداد سیاهشان در مدرسه شنیدم. مرد اول میگفت: «چهارم ابتدایی بودم. در مدرسه مداد سیاهم را گم کردم. وقتی به مادرم گفتم، سخت مرا تنبیه کرد و به من گفت که بیمسئولیت و بیحواس هستم. آن قدر تنبیه مادرم برایم سخت بود که تصمیم گرفتم دیگر هیچ وقت دست خالی به خانه برنگردم و مدادهای دوستانم را بردارم. روز بعد نقشهام را عملی کردم. هر روز یکی دو مداد کش میرفتم تا اینکه تا آخر سال از تمامی دوستانم مداد برداشته بودم. ابتدای کار خیلی با ترس این کار را انجام میدادم ولی کمکم بر ترسم غلبه کردم و از نقشههای زیادی استفاده کردم تا جایی که مدادها را از دوستانم میدزدیدم و به خودشان میفروختم. بعد از مدتی این کار برایم عادی شد. تصمیم گرفتم کارهای بزرگتر انجام دهم و کارم را تا کل مد...
ادامه مطلب