در جهانیها شعرهای کودکانه دهه فجر را میخوایند.
دهه فجر اومده
دهه فجر اومده
شور و غوغا اومده
امام خوب ماها
به وطن باز اومده
شاه بد جنس بلا
اون که بود مثل خلا
پا گذاشت به فرار
تا بره از این دیار
آره ای شاه برو
ای امام ما بیا
بعد از این همه بلا
تا بیاد شور و صفا
نوروز در بهمن
شب بود و ز تنهایی
جان بر لب ما آمد
در آن دل تاریکی
یک باره صدا آمد
ما خسته شدیم از شب
ما منتظر ماهیم
ای روح خدا برگرد
ما شاه نمیخواهیم
پرسید چه میخواهید
شاه از سر ناکامی
مردم همگی گفتند:
«جمهوری اسلامی»
شعر انقلاب
میخواستم شعری بگویم
شعری برای انقلابم
دیدم که او دریاست و من
یک قطره ناچیز آبم
دیدم که باید ابر باشم
از صبح تا شب هی ببارم
تا شاید اشک مادران را
در بیتی از شعرم بیارم
دیدم که باید رعد باشم
غرنده و پُر شور و غوغا
آنوقت در شعرم بگویم
تکبیرها، فریادها را
دیدم که باید دشت باشم
دشتی پُر از لاله، شقایق
تا از شهادتها بگویم
از قلبهای گرم و عاشق
یک پله یک پله
وقتی هواپیما
از دور پیدا شد
آغوش یک ملت
بر روی او وا شد
یک پله یک پله
میآمد او پایین
با چهرهای پُر نور
با خندهای شیرین
آرام میآمد
دل، بیقرارش بود
دریایی از مردم
در انتظارش بود…
همچنین ببینید
منبع : بیتوته / پ
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار